تصویر سربرگ
نویسنده
نویسنده
جولیا فریلند فیشر
جولیا سرپرست تحقیقات آموزشی در مؤسسه‌ی کریستنسن است. وی رهبری گروهی را بر عهده دارد که سیاست‌گزاران و رهبران جوامع محلی را در زمینه‌ی ابداعات پراکنده در محدوده‌ی آموزشی k-12  و بالاتر تعلیم می‌دهند.

نوآوری آموزشی در ۲۰۱۷: نگاهی به چهار رویه‌ی شخصی‌سازی یادگیری

ما در موسسه‌ی کریستنسنِ شهر کلایتون[۱] نوآوری‌هایی که به طور پراکنده‌ در مدارس k-12[2] اعمال شدند را ردیابی می‌کنیم. آن دسته از نوآوری‌هایی که مدارس مدل سنتی و کارخانه‌ای‌طور[۳] را به نفع رویکردهای تعلیمی[۴] زیر و رو می‌کنند. این رویکردها تمرکز بهتری روی فرد فرد دانش‌آموزان دارند. در این‌جا چهار رویه در یادگیری شخصی‌سازی شده معرفی می‌شود که در سال جاری شاهد به بارنشستن آن‌ها خواهیم بود.

اثر پلت‌فرم‌های آموزشی با جدیت گسترش پیدا خواهد کرد

طی چند سال گذشته ما شاهد رشد خانگی پلت‌فرم‌های یادگیری هستیم که ناگهان در مدارس ظاهر می‌شوند و می‌کوشند مرزهای شخصی‌سازی را جلو ببرند. در سال ۲۰۱۶ تعدادی از این پلت‌فرم‌های یادگیری جدید که مبتنی بر فضای ابری‌اند -مانند پلت‌فرم یادگیری شخصی‌ساز‌ی مدارس عمومی سامیت[۵]، پلت‌فرم تکنولوژی یادگیری مدرسه‌ی مچ بوک[۶]، پلت‌فرم کورتکس آزمایشگاه بروکلین[۷]، پلت‌فرم مدرسه‌ی باز آلتِ مدرسه‌ی آلت[۸] و هدایت‌گر یادگیری گورو[۹]، مرتبط با مدارس عمومی پیشاهنگ- فراتر از شبکه‌های مدارس مؤسس خود رفتند. این پلت‌فرم‌های نسل آینده همگی نمایان‌گر تلاش‌های برجسته برای دیجیتالی کردن [فرآیند] هماهنگی میان تعلیم و تدارکات هستند که در الگوهای یادگیری شخصی‌سازی موفق در جریان‌اند. امیدواریم آن مدارس سنتی‌ای که این پلت‌فرم‌ها را پذیرفتند، بتوانند آموزش سنتی را به نفع مسیرها و پشتیبانی‌های فردگرایانه‌تر کنار بگذارند.

طی چند سال گذشته ما شاهد رشد خانگی پلت‌فرم‌های یادگیری هستیم که ناگهان در مدارس ظاهر می‌شوند و می‌کوشند مرزهای شخصی‌سازی را جلو ببرند.

سال ۲۰۱۷ شاهد اولین مجموعه‌ی اطلاعات متقنی خواهد بود که از مدارس شریکی[۱۰] به دست آمده که این پلت‌فرم‌های جدیدی می‌پذیرند. پلت‌فرم‌هایی که خودشان ایجاد نکرده‌اند. این مدارس در عوض یک نمونه‌ی آزمایشی از یک فرضیه‌ی عملیاتی شده در فضای آموزشی شخصی‌سازی را در اختیار ما می‌گذارند. بر اساس این فرضیه، یک پلت‌فرم باکیفیت و پشتیبانی‌های حرفه‌ای توسعه‌محوری که اجرای پلت‌فرم را در بر می‌گیرند،‌ّ می‌تواند اهرمی حیاتی برای مقایسه‌ی رویکردهای شخصی‌سازی با محیط‌های سنتی باشد.

تصمیمات مهم مبتنی بر ارزیابی ایالات را تکان خواهد داد

سالی که گذشت شاهد شتافتن ایالت‌های مختلف در آمریکا به سوی یک واقعیت جدید ذیل قانون «هر دانش‌آموزی موفق می‌شود»[۱۱]  بودند. این قانون راه‌گریز و بی‌توجهی بسیار بیشتری را به نسبت باقی‌ ماندند با قوانین فدرال در اختیار ایالات می‌گذارد. در سال ۲۰۱۷، ایالت‌ها برنامه‌های خود برای اجرای قانون فوق‌الذکر را آغاز خواهند کرد و تصمیمات تاکتیکی مهمی خواهند گرفت. روی آوردن ایالت‌ها به ارزیابی اثبات می‌کند که منادیان اصلی تحولِ در آموزش، در راه‌اند. منتظر باشید که k-12 تمرکز بیشتری بر ارزیابی عملکرد داشته باشد و واسطه‌های بهتری برای آماده‌سازی دوره‌های بعد از دبیرستان و آمادگی در سطح دبیرستان وارد کار شوند. ابزارهای ارزیابی‌ای که ایالت‌ها نهایتاً انتخاب می‌کنند، سرنخ‌هایی به ما می‌دهد که بدانیم تعریف‌های موفقیت در قرن بیست و یکم چه شکل و شمایلی دارند. همچنین این تصمیمات در کوتاه مدت پیامدهای مهمی برای ناشران و تولیدکنندگان محتوا خواهند داشت.

با امید به یادگیری، خدمات پوششی بیشتر خواهد شد

ESSA همچنین این فرصت را به ایالت‌ها می‌دهد که خدمات پوششی خود را دو برابر کنند. خدماتی که حامی تمامیت سلامت و بهداشت کودک است. این قانون می‌طلبد که ایالت‌ها فراتر از صرف نمرات امتحانات، معیارهای بیشتری برای ارزیابی پیشرفت دانش‌آموزان و کیفیت مدرسه در نظر بگیرند. انتظار می‌رود سنجه‌های جدید مانند آب و هوای مدرسه یا پیشرفت اجتماعی و عاطفی، باعث شود تقاضا برای مداخلاتی که به عوامل غیر آکادمیک تجربیات دانش‌آموزان رسیدگی می‌کنند، زیاد شود. به علاوه تمهیدات این قانون برای مدارس اقلیتی شبانه‌روزی راهی پیش‌روی ایالت‌ها می‌گذارد که بر حمایت‌های استوارتر و مرتبط‌تری که بر موانع غیر آکادمیک یادگیری متمرکزند، سرمایه‌گذاری کنند. پرسشی که در مورد این سرمایه‌گذاری‌ها مطرح می‌شود این است که کدام یک واقعاً موفق‌ می‌شوند منابع را به سمت آن شیوه‌ای سوق دهند که حاصل یادگیری را افزایش می‌دهد نه اینکه صرفاً دستیابی به حمایت‌ها و خدمات را افزایش دهد. چنان‌که قبلاً در این باره نوشته‌ایم، تلاش‌ برای تقویت بهداشت و سلامتِ غیرآکادمیک می‌تواند بدون اینکه واقعاً محرک یادگیری باشد، شکاف‌های دسترسی [به خدمات آموزشی] را جبران کند. موفق‌ترین ایالت‌ها راه‌هایی را برای ادغام خدمات آکادمیک و غیر آکادمیک خواهند یافت نه این که صرفاً آن‌ها را جدای از هم پیش ببرند.

پروژه‌ها به بار خواهند نشست

همچنان که رویکردهای شخصی‌سازیِ یادگیری مشهور می‌شوند، به دلایل متعددی نقش پروژه‌ها توجه زیادی را به خود جلب خواهند کرد. اول اینکه مدارس به دنبال راه‌هایی برای آموزش فعال هستند که معیارهای عمیق‌تر یادگیری مانند تفکر انتقادی[۱۲] در برابر مشکلات دنیای واقعی را به سنجش می‌گذارند. دوم اینکه بعضی از رویکردهای شخصی‌سازی در تلاش برای رسیدن به شخصی‌سازی مبتنی بر علایق دانش‌آموزان، بر یادگیری سلیقه‌محور تاکید می‌کنند. سوم، پروژه‌ها پلت‌فرم شفافی را برای نهادینه کردن همیاری دانش‌آموزان در کلاس به وجود می‌آورند، به خصوص آن‌هایی که برای حمایت از آموزش‌های فردی از تکنولوژی استفاده می‌کنند و می‌خواهند با انزوایی که نتیجه‌ی سپری کردن زمان زیاد پشت صفحه‌ی رایانه است، مقابله کنند. در سال ۲۰۱۷ مدارس در فضای یادگیری پروژه‌محور به دنبال کارآمدی و جلب اعتماد خواهند بود که احتمالاً برای تولیدکنندگان برنامه‌های درسی پروژه‌محور مجهز به تکنولوژی، مانند شبکه‌ی نیوتک[۱۳] و ادیکوریوس[۱۴] مشغله‌های بیشتری به وجود می‌آید. البته همچنان این پرسش مطرح خواهد بود که چگونه می‌توان پروژه‌ها را به بهترین نحو سازماندهی کرد طوری‌که موارد استفاده‌ی غیر مجاز رایگان کمتر شود و دقت کافی نیز ضمانت شود. هنوز به نظر نمی‌رسد که تأکید بر تفکر انتقادی و همیاری فروکش کند که این باعث می‌شود در سال آتی یادگیری پروژه‌محور حتی بیش از پیش در کانون توجه قرار گیرد.

...
نویسنده
جولیا فریلند فیشر
جولیا سرپرست تحقیقات آموزشی در مؤسسه‌ی کریستنسن است. وی رهبری گروهی را بر عهده دارد که سیاست‌گزاران و رهبران جوامع محلی را در زمینه‌ی ابداعات پراکنده در محدوده‌ی آموزشی k-12  و بالاتر تعلیم می‌دهند.

منبع اصلی: Christensen Institute
مترجم: زکیه‌السادات طباطبایی
ویراستار: مریم‌السادات حسینی
[1] Clayton Christensen Institute
[2]  مخفف دوره‌ی kindergarten (پیش‌دبستانی) تا twelfth grade (سال آخر دبیرستان)
[3]  Factory-based Model of School: به رویکرد و روشی در آموزش گفته می‌شود که ویژگی‌های اصلی آن مدیریت بالا به پایین، تفکیک گروه‌های درسی، تاکید بر مدیریت، برنامه‌ریزی متمرکز، یکسان‌سازی و طراحی خروجی‌ها برای پاسخگویی به نیازهای جامعه و کارآمدی در تولید خروجی است. این الگو ابتدا در اروپا و سپس آمریکای شمالی از اواخر قرن هجدهم مرسوم شد و تا نیمه‌ی دوم قرن بیستم هم الگوی رایج بود. ـم.
[4]  Instructional Approaches
[5] Summit Public Schools
[6] Matchbook School’s Spark
[7] Brooklyn Lab’s Cortex
[8] Alt School’s Alt School Open
[9] Gooru
[10] Partner Schools
[11]  Every Student Succeeds Act (ESSA): این قانون در سال ۲۰۱۵ به تصویب دولت آمریکا رسید و جانشین قانون پیشین یعنی “هیچ کودکی جا نماند” گردید.
[12] Critical Thinking
[13] New Tech Network
[14] Educurious


یادگیری ترکیبی
دانش‌آموزانی که در بیست سال گذشته متولد شده‌اند بومیان دیجیتال شناخته می‌شوند. به علت ادغام فناوری در زندگی آن‌ها، بومیان دیجیتال کاربران متخصص فناوری‌های نوین هستند. فناوری‌هایی چون تلفن همراه […]

یادگیری ترکیبی یا Blended Learning

admin
استفاده از تکنولوژی در آموزش
تحقیق استراتژیکی که توسط پروفسور ران اوستون، از مرکز آموزش دانشگاه یورک انجام شد، نشان می‌دهد که یادگیری مبتنی بر پرس‌وجو تأثیر مثبتی بر یادگیری دانش‌آموزان دارد، تعامل دانش‌آموز و […]

ترکیب تکنولوژی و سیستم آموزشی در قرن ۲۱

admin